یا بشو یا اداشو دربیار
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 23:16
چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۹/۱۲ ساعت 21:35 توسط علی صداقت | به نام خدا دیر به دیر می نویسم چون شاغلم، چون دیگه خونه پدرم زندگی نمی کنم، چون دیگه مجرد نیستم، چون تنها نیستم، چون اوقات تنهایی کمتر برام پیش میاد و چون اینجا نوشتن برای من ساده نیست. یعنی حتی یک نفر
۲۳ دی ۹۹
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 23:16
چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۴ ساعت 19:20 توسط علی صداقت | سلام حس ها، حالت ها، غم و غصه ها، شادی ها، مشکلات و همه و همه هی در حال تکرار شدن است. فعلا نمی شود بیشتر نگاشت چون حجت الاسلام مافی نژاد سخنران شب اول فاطمیه هئیت مکتب الزهرای بندرعباس امد و بر منبر نشست و شروع کرد. لذا خدانگهدار
۱۴۰۰
-
تاریخ: 1400/1/14 ساعت: 23:16
سلام یا کوک، کوکَم کُن. نیم روز مانده تا ۱۴۰۰ خورشیدی و من همچنان مَنَم. منت خدای را... ولو شده ام. ریش ها رو نزدم، نیاز موها به ارایشگاه هم حدود ۷۰٪ شده ولی نه رفتم و نه میرم. دل را نیز نتکاندم. حساب و کتاب خمس را نصفه نیمه انجام دادم، بورس و بانک و
بی دلیل
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 10:12
آیا بی دلیل می شود وبلاگی داشت؟ پس من چرا دارم؟- منت خدای را که ان قدر متحیرم و لحظه به لحظه ام دگرگون می شود.سال ۹۹ شد و امروز هم ۱۷ ماه یک اش شروع شد.و لحظه به لحظه در حال تماشای گذران دوران جوانی و
یکِ دِیِ نَودُ هَشت
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:26
سلام حافظا!خواستم شِر بگم لذا ابتدا بر شِعرگوی بزرگ پارسی، سلام نمودم.+ برج یک رفتم، برج چهار رفتم، برج هفت رفتم، برج هشت رفتم. زیاد نرفتم؟+ نوشابه کوکاکولا قوطی از همه نوشابه ها گازش بیشتره؛ این یه ت
مشاور!
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 1:26
کسی بهر کسی ماتم ندارد ؛ خودت برخیز و بر خود ماتمی گیر!کس نخارد پشت من، حتی ناخن انگشت من!از فضل او تو را چه حاصل!_____________________________________________________+ درخصوص پیرمرد مسلمان ایرانی می بایست تصمیمی بگیرم، بس قاطع و محکم!+ لذت چیست؟+ بای بوی.
مجال نوشتنم نیست
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
خیلی دلم می خواد بنویسم ولی مجالی نیست.از نوشته قبلیم یک ماه گذشت، چه زود!زندگی در گذر است.
دوباره آخر صفر و دوباره مشهد
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
از بندرعباس کاملا یک هوایی همراهشان راه افتادم.الان راور کرمان هستم و چون فردایی مشهد!و سرشار از حس های ۱۸۰ درجه متناقض!منت خدای را...آرامش ام آرزوست؟ واقعا؟
در جاده رسیدن به رضا
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
بسم الله الرحمن الرحیمساعت ۲۳:۵۵شنبه ۹۸/۰۸/۰۴سوار ماشینم!صندلی عقب سمت راننده، چفیه رو گرفتم جلوی دهن و بینی ام که آبریزش بینی ام بند بیاد.در حال رفتن به شهر مشهد هستم، به بهانه زیارت و مراسم شهادت ام
فرازی از دعای بعد از زیارت امام رضا (ع)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
سیدی!لو علمت الارض بذنوبی لساخت بی!او الجبال لهدتنی!او السماوات لاختطفتنی!او البحار لاغرقتنی!سیدی، سیدی، سیدی!مولای، مولای، مولای!
یا من یسمی بالغفور الرحیم، توبه ام را بپذیر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
رب انی استغفرک استغفار...و استغفرک استغفار...و استغفرک استغفار...فصل علی محمد و آل محمد!و تب علی و علی والدی بما تبت و تتوب علی جمیع خلقک!یا ارحم الراحمین!یا من یسمی بالغفور, الرحیم!واقبل توبتی!و زک عملی!و اشکر سعیی!یا غوث المستغیثین!
حیف که فرصت نشد!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
به نام خداوند بخشنده مهربانعصر مرا حال خوشی دست دادمذعنا معترفا اما نه چنانم که بایدو گویا واجب ترین آدمی که باید حواسم را معطوف به او نمایم همسرم است و لاغیر.گاهی حشمت فردوس می شوم، گاهی متخصص، گاهی پری سیما، گاهی انیس و حتی گاهی حمید آقاافردا دوشنبه است.ببخشید گویا ۷ دقیقه ای می شود که دوشنبه شده ...
خدایا برایم خدایی کن!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:03
به نام خدا و سلامساعت ۰۰:۰۴ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸توی یه اتاق ۳ در ۴ با یه پنجره، روی تخت، تنها، زیر پتو، اجبارأ دراز کشیدم.از مشهد برگشتم، جمعه بود که رسیدم خونه. همین!زندگیم در حال تغییر هست به گم
باهام کاری کردی که به خدا پشت کردم
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
وقتی کسی اینو بهت بگه، حق نداری لال مونی بگیری؟ داره درست میگه، بد کردم. چرا؟ غفلت؟ حماقت؟ لجاجت؟ غرور؟ دقیقا دلیلش چیه؟هوس قهوه تلخ قجری کردم. دلم می خواد تا صبح نخوابم. دلم می خواد گریه کنم ولی فقط
توبه گرگ مرگه؟!
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
فقط توبه گرگ مرگه؟ چرا؟ بقیه پس چی؟گناه حسی و دلی و این شکلی کمتر داشتم. البته به زعم خودم. شاید اصل گناهام همینا باشن اصلا.در نوجوانی کاری کردم از روی شیطنت که هرچند خیلی توجیه میارم برا خودم ولی فکر
در حد توان بخواه
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
پادشاه از اینکه فرمانش اطاعت نشود عصبانی می شد و تند و نامفهوم حرف می زد، چون عادت کرده بود که هرطور شده دستوراتش اطاعت و اجرا شود و تحمل نافرمانی و سرکشی را نداشت.او ظاهری مستبد داشت اما از آن جایی که پادشاه عاقل و فهمیده ای بود، فرمان های عاقلانه می داد.می گفت اگر من به سردار لشکرم دستور دهم که مر...
مرا اهلی کن!
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
روباه: اگر می خواهی دوستی پیدا کنی، مرا اهلی کن.شازده کوچولو: برای این کار چه باید کرد؟روباه: باید صبور باشی و به هردویمان زمان کافی بدهی. ابتدا روی علف ها و با فاصله از من می نشینی، اما هیچ حرفی نمی زنی. چون گفتگو و صحبت منشأ سوء بداشت ها و سوء تفاهم هاست. بعد روز به روز به هم نزدیک تر می شویم.☑️ ا...
توبرمیگردی
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
تو بر می گردی و زندگی را از همان جا که پاره شد با هم می دوزیمهنوز در صندوق خاطره ها ، نخ برای بخیه زدن هست.
تن های تنها
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
حدیث مفصل 1441/01/05 هـ . ق
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:47
به نام خدامیلیاردها جهان در جهان وجود دارد!شک، لازمه یا مقدمه یقین است؟برخورد دیگران هم تابع شخصیت خودشان است و هم به رفتار ما بستگی دارد. وقتی یک چیز مشترک را در بازخورد ارتباطت با آدم های مختلفی می